|
||||||||||
|
|
جاي بنر هاي شما ![]() نوشته شده در جمعه 21 تیر1387 توسط آرام | گاهی یک کودکم شاد که از نگاه ابریشمین تو سرازیر می شوم.گاه یک اشتیاقم نورانی در آستانه شکوفا شدن . حرفهایم را با صبح می آمیزم تا مسافر قلب مهربانت شوم . من کاغذی مچاله بودم در جاده های باد ،بی هدف ،می غلتیدم تا که تو آمدی مهربانم . احساس کردم که در تنهایی غلیظی که روی زمین گم کرده بودم تو همرازم شدی . یاد تو شبهایم را آکنده است . یاد تو بهانه ای شدبرای سرودن ترانه عشق . یاد تو آغازی شد برای سیب شدن . وقتی که باز شب متراکم می شود غصه هاروی دلم می نشیندو دل تنگت می شوم . روزها را روی دیوار تند تند هاشور می زنم تا زود بر گردی . از پنجره شبها ،بیرون را که نگاه می کنم و به یادت در ابرها غوطه می خورم . عزیزدلم پرستو ها هم در نبودت بی حوصله شده اند . گلها هم حوصله عطر افشانی را ندارند. دنیا بی تو یک کوچه بن بست شده است. ودفترهاهم حرفی برای گفتن ندارند .حتی کلمات هم نامانوس شده اند . چشمهایم به یادت گریه را امشب تلفظ کرد. دلم می خواهد که بیایی با یک بغل مهربانی . چاره ای نیست من هم با قافله پروانه ها و پنجره ها و با هزار هزار رنگین کمان منتظرت می مانم ... پی نوشت: بیخود نبود که بابا دیشب اومد به خوابمو ازم خواست که برم سر خاکش!!! آخه لیلة الرغائب بود و منم از خدا حضور همیشگی تو عزیزم رو تو زندگیم خواستم...!!! ![]() عيد فطر رييس جمهور دنيا يا رييس جمهور ايران؟! مستندات علمی و باستان شناسی- (چگونه فرعون و لشکریانش گرفتار عذاب الهی شدند.؟) قدر ماه رمضان گلشیفته فراهانی روزت مبارک بابا! یک سال بعد... |
![]()
Theme designed by Web Hosting at Lunarpages |